خاطرات کهنه را از ذهنش فوت می کرد
به خود که آمدم دیدم آرزو هایم بر باد رفته است.
بـه جـرم نـدیـدنـت..
چشـمـانـم زندانی شد پشت این قاب شیشه ای عینک...
زیـاد که حرف می زنی همه چیز سخت می شـود...
حتی نوشتـن..
اگر اسلام را می خواهیم باید این جهموری را حفظ کنیم!